ناصر الدين شاه قاجار
13
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
حاجى بلال پيدا كرده بود . به حاجى بلال امروز صبح سپرده بودم ، حالا عصرى آورده بود با گربههاى « 1 » ما بازى مىكرد . ميرزا عبد الله ناخوش شده است . آقا سيد صادق مجتهد با پنج نفر پسرش آمده است . امروز وارد شد . با چادرش و تخت و . . . سيد ابو طالب روضهخوان هم آمده است . زن عموى انيس الدوله و مريمى هم آمدهاند . ناظم افندى شارژ دفر عثمانى همراه است . نايب اول دولت روس هم همراه است . هر روزه آبگوشت در حضور بار مىكنيم . نظاره هم آمده است ، با انيس الدوله . امين الملك مىگفت : زن من هم آمده است . با كجاوه و غيره . اغلب نوكرها زن آوردهاند . يعنى پيش و پس فرستاده و مىورند . شب بعد از شام قرق شد معير ، ظهير الدوله ، حسام السلطنه ، يحيى خان و . . . آمدند . قرار نرخ اردو گذاشته شد . بعد خوابيديم . روز چهارشنبه دوّم [ رجب ] . سه ساعت از دسته گذشته ، سوار كالسكه شدم . وزير خارجه و . . . بودند . امروز بايد به اميرآباد رفت . منزل دو فرسنگ و نيم است . رانديم . دهات زياد طرفين راه هست . دست چپ و راست به فاصله دو فرسنگ كوههاى سياه رنگ سنگ دار پستى پيدا بود . راه كالسكه خوبى بود . يك فرسنگ كه رانديم ، از توى ده اسفرجان گذشتيم . خانه دهات زند اغلب شبيه به ده تركمانهاى قرق . . . است درخت در ده ندارد . [ 259 ] مگر بسيار كم اما باغات در خارج ده دارند . طرف دست چپ در دامنه كوهى باغى پيدا بود . به نظر خوب مىآمد . سوار اسب شدم . رانديم به آن طرف كه ناهار بخوريم . راه بد بود . تا رسيديم به باغ ، اين باغ و چند خانوار ، گويا اسمش اسمعيلآباد بود . مال هادى خان زرندى است . توى باغ رفتم . بسيار باغ خفه كثيف « 2 » بىآبى بود . بيرون آمدم . سوار شده رانديم . روى تپه كه مشرف به جلگه بود با دوربين حرم و . . . مىرفتند ، تماشا كرديم . چادرهاى منزل هم پيدا بود . دهى در جلو پيدا بود بسيار آباد ، بزرگ قلعهء محكم و عمارات عالى داشت . اسمش زاويه است خانه محمد مراد خان سرتيپ زرندى است . محمد مراد خان و فوج زرندى در خراسان است . ده خانىآباد زرند هم زير تپه بود . يعنى به فاصله يك ميدان اسب كه زوار و كاروان كه از رباط كريم برمىگردند بايد به خانىآباد آمده ، منزل
--> ( 1 ) . اصل : گربها ( 2 ) . اصل : كثيفى